جمال رضايى

560

بيرجندنامه ( فارسى )

عمل آنست . اين بازى در بسيارى از روستاها نيز معمول بود . 76 - كلاق‌پر kalaq par ( كلاغ‌پر ) : " كلاغ‌پر " در بسيارى جاها معمول است و اختصاص به بيرجند نداشت و ندارد . در اين بازى چند بچّه ( بيشتر دختربچّه ) دايره‌وار چهارزانو مىنشستند . " استاد " بازى كه بزرگترين آنها بود دستش را به ميان " داو " دراز مىكرد و سرانگشت اشارهء خود را بر زمين مىنهاد و ديگران همه اين كار را مىكردند . آنگاه " استاد " دستش را به هوا بلند مىكرد و نام يك پرنده يا حيوانى را بر زبان مىآورد و پس از آن مىگفت " پر " . همه بچّه‌ها وقتى كه او نام پرنده‌اى را مىگفت عمل و گفتهء او را تكرار مىكردند و اگر از غير پرنده‌اى نام مىبرد نه مىبايست دست را بالا ببرند و نه سخنى بگويند و اگر مىكردند و مىگفتند " مىسوختند " و از دايره بيرون مىرفتند تا بجز استاد يك بچّه باقى مىماند كه برندهء بازى شمرده مىشد و در دور بعدى جاى استاد را مىگرفت . چون اوّلين پرنده‌اى را كه " استاد " اسم مىبرد " كلاغ " بود و مىگفت " كلاغ پر " اين بازى را به همين سبب " كلاغ‌پر " مىناميدند . 77 - كلمبه كليچه kolombe kolice ( آفتاب‌مهتاب ) : " كلمبه " ( كلنبه ) كه به آن " كليچه ( كلوچه ) هم مىگفتند نوعى نان‌شيرينى بود كه از آرد گندم مىپختند و جزء شيرينىهاى " نوروزى " بود . « 1 » در اين بازى كه در فارسى به آن " آفتاب‌مهتاب " مىگويند دو بچّه پشت به‌هم مىدادند و دستهايشان را از بازو و ساق بوسيلهء آرنج بهم كلاف مىكردند . ابتدا يكى از آن دو از كمر به جلو خم مىشد و ديگرى را بر پشت خود به هوا بلند مىكرد و باز راست مىايستاد و او را بر زمين مىگذارد و در ضمن اين حركت مىگفت : " كلمبه " . آنگاه ديگرى همان كار را انجام مىداد و مىگفت " كليچه " . در نوبت بعد نفر اوّل مىگفت : افتوّ مفتوّ چ رنگ " aftow maftow ce range ( آفتاب‌مهتاب چه رنگست ) و ديگرى پاسخ مىداد : " سرخ و سفيد د رنگ sorxo sefid do range " ( سرخ و سفيد دو رنگست ) ، و در نوبت سوّم نفر اوّل مىگفت : " ااهنگرى ahangari ( آهنگرى ) و ديگر پاسخ مىداد : " سوزنگرى suzangari " ( سوزنگرى ) . اين بازى با تكرار همين حركات و همين كلمات ادامه مىيافت تا خسته مىشدند . بازى " كلمبه كليچه " اختصاص به دختربچّه‌ها داشت .

--> ( 1 ) . " پَادِرَازوُ " و " كُلُنبه " نان نوروزى بود * " هلهلان " پير كهنسال و بود " قِيّسار " جو " نصاب صبوحى " . بيت 52 .